خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۶۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنیدیک تغافل برخیال پوچ پشت پا زنید
۲
غنچه دارد لذّت سربستهٔ عیش بهارلب اگر آید بهم بوسی بر آن لبها زنید
۳
سیلی امواج وقف خانه بر دوش حبابلنگری چون موج گوهر در دل دریا زنید
۴
شمع میگوید که ای در بند خواب افسردگانشعله هم آب است گر بر روی غفلت وازنید
صفحهٔ ۱ از ۳