شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنیدهمچو گردون خیمه‌ای در عالم بالا زنید
۲
خانه‌پردازی نمی‌باید پی آرام جسماین غبار رفته را در دامن صحرا زنید
۳
نیست ساز عافیت در محفل گفت و شنودگوش اگر باز است باری قفل بر لبها زنید
۴
می‌توان فرهاد شد گر بیستون نتوان شدنتیغ اگر بر سر نباشد تیشه‌ای بر پا زنید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth