شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثرگرد ما چون صبح دارد دامن چاک جگر
۲
گرمی هنگامهٔ هستی نگاهی بیش نیستشمع را تار نفس محو است در مدّ نظر
۳
زین محیط آخر به جرم عافیت خواهیم رفتموج آرامیده دارد چین دامان گهر
۴
بسکه جز عریان‌تنی ها نیست سامان کسیپوست جای سایه می‌ریزد، نهال بارور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth