شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد ز دعوت خلق دارد عجب‌ کر و فرگر کوشه‌گیری این است رحمت به شور محشر
۲
واعظ به اوج معنی ‌گر راه شرم داردباید ز خود برآید بر پایه‌های منبر
۳
جهدی‌ که نور فطرت بی‌نور برنتابداز قول و فعل شخص است اندیشه‌ها مصور
۴
سرمنزل تسلی سیر قفای زانوستفرسخ شماره‌ای نیست از موج تا به‌ گوهر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth