شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی‌که شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگرچو اخگرم عرق چهره بود خاکستر
۲
سراغ صبح مهیای ساز گم شدن‌ستنموده‌اند مرا در شکست رنگ اثر
۳
سبکروان فنا با نفس نمی‌سازندز دود ریشه ندارند دانه‌های شرر
۴
کمال سوختگان پیچ و تاب نومیدی‌ستفتیله آینهٔ داغ را بود جوهر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth