شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه جام باده‌ شناسم نه کاسهٔ طنبورجز آنقدرکه جهان یکسر است و چندین شرر
۲
ندانم آنهمه‌ کوشش برای چیست‌که چرخز انجم آبله‌دار است چون کف مزدور
۳
هجوم آبلهٔ اشک پر به سامان استدرین حدیقه همین خوشه می‌دهد انگور
۴
به خرده‌بینی غماز عشق می‌نازیمکه تا به دست سلیمان رسانده‌ام پی مور
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth