شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستورچو بوی‌گل شدم آخر به خاموشی مشهور
۲
ز جلوهٔ تو چه‌گوید زبان حیرت منکه هست جوهر آیینه درسخن معذور
۳
به یاد لعل تو شیرازه می‌توان بستنچو غنچه دفتر خمیازه برلب مخمور
۴
سر بریده نجوشد چرا ز پیکر شمعبه محفل تو که آیینه می‌دهد منصور
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth