خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همنشین با من ز تشویش هوسها کین مگیرخوابم از سر میبرد نام پر بالین مگیر
۲
کاروان صبح و سامان توقف خفته استبار بر دوش دل از ضبط نفس سنگین مگیر
۳
مشت خاکت از فسردن بر زمین جا تنگ کردای گرانجان اینقدرها دامن تمکین مگیر
۴
حیف میآید به فکر یاد من دل بستنتاین خیال مبتذل را قابل تضمین مگیر
صفحهٔ ۱ از ۳