خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کنج زانوی تسلیم طرح امن اندازدر آب آینه، موجیست بینشیب و فراز
۲
به پردهٔ تو ز ساز عدم نوایی هستکه هر نفس زدنت سرمه میدهد آواز
۳
در این هوسکده جهدی که بینشان گردیبس است آینهات را همین قدر پرداز
۴
گذشت فرصت و دل وانشد کسی چهکندگشاد عقدهٔ بیرشتهگسسته است دراز
صفحهٔ ۱ از ۴