شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جراءت پیریم این بس‌ که به چندین تک وتازقدم عجز رساندم به سر عمر دراز
۲
کاش بیفکر سحر قطع شود فرصت شمعوهم انجام‌گدازی‌ست به طبع آغاز
۳
فرصت ‌از کف‌ ندهی تا نشوی‌ داغ فسوسقاصد ملک عدم نامه نمی‌آرد باز
۴
رحمت از شوخی ابرام تقاضاست بریآن در باز که بر روی ‌کسی نیست فراز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth