شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تب و تاب بیهُده تا کجا به ‌گشاد بال و پر از نفسسر رشته وقف‌ گره‌ کنم دلی آورم به بر از نفس
۲
به هزار کوچه شتافتم‌، چه ترانه‌ها که نیافتمرگی از اثر نشکافتم ‌که رسد به نیشتر از نفس
۳
غم زندگی به‌ کجا برم‌،‌ ستم هوس به ‌که بشمرمچو حباب هرزه نشسته‌ام به فشار چشم تر از نفس
۴
سر و کار فطرت منفعل‌، به خیال می‌کندم خجلکه چرا عیار گداز دل نگرفت شیشه‌گر از نفس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth