خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من وآن فتنه بالاییکه عالم زیر دست استشاگر چرخ است خاک استش وگر طوباست پست استش
۲
به اوضاع جنون زان زلف بیپروا نیام غافلکه در تسخیر دل هر مو دو عالم بند وبست استش
۳
چو آتش دامن او هرکهگیرد رنگ اوگیردبه این افسون اثرها در خیال خود پرست استش
۴
خدنگ او ز دل نگذشت با آن برق جولانیچه صنعت در زه ایمای حکماندازد شست استش
صفحهٔ ۱ از ۳