شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ساز نیستی بسته‌ست شور ما و من تارشبهارت بلبلی دارد که شکل لاست منقارش
۲
خجالت با دماغ بید مجنون بر نمی‌آیدجهانی زحمت خم می‌کشد از دوش بی‌بارش
۳
ز آشوب غبار دهر یکسر سنگ می‌باردتو ضبط شیشهٔ خودکن‌، پری خیز است‌ کهسارش
۴
زحرف پوچ نتوان جز به بیمغزی علم‌ گشتنسر منصور باید پنبه بندد بر سر دارش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth