خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بیمدعا رنگی ندارد تا کنم فاششصدف در حیرت آیینه گم کردهست نقاشش
۲
درین محفل نیاوردند از تاریکی دلهاچراغی را که باشد امتیاز از چشم خفاشش
۳
جهان رنگ با تغییر وضع خود جدل داردبه هر جا شیشه و سنگی است با وهم است پرخاشش
۴
به تشویش دل مأیوس رنجی نیست مفلس راشکست کاسه در بزم کرم کردهست بیآشش
صفحهٔ ۱ از ۳