خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که ز خود برد تمنای سراغشچون اشکِ تر از رفتنِ خود کرد ایاغش
۲
هر چربزبانی که به شوخی علم افراشتکردند چو شمع از نفسِ سوخته داغش
۳
رحم است بر آن خسته که چون آهِ ندامتدر گوشهٔ دل نیز ندادند فراغش
۴
فریاد که در گلشنِ امکان نتوان یافتصبحی که به شبها نکشد بانگِ کلاغش
صفحهٔ ۱ از ۳