خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغشکه از حیرت محرف میخورد صورتگر تیغش
۲
به جوی برگ گل آب از روانی دست میشویدبه سعی خون ما نتوان گذشت از معبر تیغش
۳
در این محفل بساط راحتی دیگر نمیباشدمگر در رنگ خون غلتم دمی بر بستر تیغش
۴
چو موج از عجزگردن میکشد کر و فر امکاننمایان است توفان شکست از لشکر تیغش
صفحهٔ ۱ از ۳