خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغشبه چشم زخم دلها سرمهگردد جوهرتیغش
۲
زلال آبروها میزند موج از پر بسملبه کوثر سر فرو نارد تمنا پرور تیغش
۳
ز رنگ خویشگردد پایمال برق نومیدیکف خونی که نگذارند برگرد سر تیغش
۴
چو آن مصرع که هرحرفشکشد تا معنی رنگینبه قصد خون من جوهر بود بال وپرتیغش
صفحهٔ ۱ از ۳