خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه لازم جوهر دیگر نماید پیکر تیغشبس است از موج خون بیگناهان جوهر تیغش
۲
به آیینیکه شاخگل هجوم غنچه میآردچرا خونم حمایل نیست یا رب در بر تیغش
۳
محبت گر دلیلت شد چه امکانست نومیدیکف خون هم بجایی میرساند رهبرتیغش
۴
به صد تسلیم میباید رضا جوی قدر بودنچو ابرو بر سر چشمست حکم لنگر تیغش
صفحهٔ ۱ از ۳