شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۷۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوق آزادی سر از سامان استغنا مکشگرکشی بار تعلق جز به پشت پا مکش
۲
ای شرر زین مجمرت آخر پری باید فشاندگر همه در سنگ باشی آنقدرها وامکش
۳
بر نمی‌آید خرد با ساز حشرآهنگ دلمغز مستی ‌گر نداری پنبه از مینا مکش
۴
شمع را رعنایی او داغ خجلت می‌کندسرنگونی می‌کشی ‌گردن به این بالا مکش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth