خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بر کشید ز بس جوش نازکی تنگشفشار چین جبین ریخت با عرق رنگش
۲
درین چمن سر و برگ حضور رنگ کراست؟حنا اگر نکشد دامن گل از چنگش
۳
گلی که بوی وفای تو در نظر داردبه سنگ هم چه خیال است بشکند رنگش
۴
به حیرتم چه تمنا شکست دامن اشککه درد آبله پایی نمیکند لنگش
صفحهٔ ۱ از ۳