خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل گمگشتهای دارم چه میپرسی ز احوالشدو عالم گر بود آیینه ناپیداست تمثالش
۲
گرهگردیدن من نیست بیعرض پریشانیگل است اظهار تفصیلیکه باشد غنچه اجمالش
۳
به دوش زندگی چون سایه دارم بار اندوهیکه نتواند جبین برداشتن از خاک حمالش
۴
قناعت پرور عشقم مکن انکارم ای زاهدتو و صد سبحهگردانی من و یک دانهٔ خالش
صفحهٔ ۱ از ۳