خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگه روم از خویش به سودای وصالشتوفان کند از گرد رهم بوی خیالش
۲
خواندند بهکوثر ز لب یار حدیثیاز خجلت اظهار عرقکرد زلالش
۳
رنگیکه دمید از چمن وحشت امکانبستند همان نامهٔ پرواز بهبالش
۴
از کلفت آیینهٔ عشاق حذر کنبر جلوه اثر میکند افسون ملالش
صفحهٔ ۱ از ۳