خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم از چشم ترم شد میفروشزین قدح خمخانهها آمد به جوش
۲
آسمان عمریست مینای مرامیزند بر سنگ و میگوید: خموش
۳
بس که گرم آهنگساز وحشتمنقش پایم چون جرس دارد خروش
۴
طینت دانا و بیباکی خطاستچشمهٔ آیینه را محو است جوش
صفحهٔ ۱ از ۳