خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر زین رنگ، تمکین میزند موج از سراپایشخرام خویش هم مشکل تواند برد از جایش
۲
به غارت رفتهٔ گرد خرام او دلی دارمکه چون گیسوی محبوبان پریشانیست اجزایش
۳
زبان در سرمه میغلتد اسیران نگاهش راصدا را هم رهایی نیست از مژگان گیرایش
۴
نگاه از چشم حیرانم چو دود از داغ میجوشدقیامت ریخت بر آیینهام برق تماشایش
صفحهٔ ۱ از ۳