شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایشقیامت دارد امروزی که در یادست فردایش
۲
محیط‌عشق‌برمحرومی‌آن‌قطره‌می‌گریدکه دهر از تنگ چشمی در صدف وامی‌کند جایش
۳
درین ‌گلشن نه تنها بلبلست از خانه بر دوشانکه عنقا هم غم بی‌آشیانی‌کرد عنقایش
۴
اگرکام امیدی بر نگرداند می هستیتوان پیمانه پرکرد از شکست رنگ مینایش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth