شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویشسر افتاده‌ای دارم که پیشانی‌ست زانویش
۲
کف بی‌پنجه گیرایی ندارد حیرتی دارمکه آیینه چسان حیرت‌ گرفت از دیدن رویش
۳
سوادی نیست آزادی که روشن یاریش کردنخط‌ گرداب می‌خواند اسیر حلقهٔ مویش
۴
چه توفانها کز انداز عتاب او نمی‌بالدزبان موج می‌فهمم ز طرز چین ابرویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth