خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمعسوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع
۲
نور تحقیق ز لاف دم هستیکه رساستاز نفس گر همه جان است زبان دارد شمع
۳
خامشی میشود آخر سپر تیغ زبانداغ چون حلقه زند خط امان دارد شمع
۴
خواب در دیدهٔ عاشق نکشد رخت هوسسرمهٔ شعله به چشم نگران دارد شمع
صفحهٔ ۱ از ۴