شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر خود از ساز شکفتن‌کی‌گمان دارد عقیقدرخور نامت تبسم در دهان دارد عقیق
۲
جای آن داردکه باشد باب دندان طمعنسبت دوری به لعل دلبران دارد عقیق
۳
بسکه بی‌آب است این صحرای شهرت اعتبارروز و شب نقش نگین زیر زبان دارد عقیق
۴
سادگی دارالامان بی تمیزان بوده استحلقه‌های دام را خاتم‌گمان دارد عقیق
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth