خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشکلاله را نیز دماغیست درین سودا خشک
۲
منت چشمهٔ خضر آینهپردازیتریستدم شمشیرتو یارب نشود با ما خشک
۳
برق حسن تو در ابروی اشارت داردخم موجیکهکند خون دل دریا خشک
۴
در تماشاکدهٔ جلوه که چشمش مرسادموج آیینه زند هرکه شود برجا خشک
صفحهٔ ۱ از ۳