شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمکتا به‌ کی بر زخم خود پاشد لب ‌گویا نمک
۲
سیر باغ حسن خواهی از حیا غافل مباشدر دل آب است آنجا سخت ناپیدا نمک
۳
جاده‌ها چون زخم بی‌چاک‌ گریبان نیستندگرد مجنون تاکجاها ریخت در صحرا نمک
۴
زین‌گلستان هرچه می‌بینی به رنگی می‌تپدشبنم‌ گل نیست الا بر جراحتها نمک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth