شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنگی چو گوهر، بستیم بر دلاز صبر دیدیم در بحرْ ساحل
۲
رحمت گشوده‌ست آغوش حاجاتدرهاست اینجا مشتاق سایل
۳
چون شمع ما را با عجز نازی‌ستسر بر هواییم تا پاست در گِل
۴
رسوایی و عشق‌، مستوری و حسنمجنون و صحرا، لیلی و محمل
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth