خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازآکه بیجمالت توفان شکسته بر دلتو بار بسته بر ناز ما دست بسته بر دل
۲
سرو تو در چه گلشن دارد خرام عشرتچون داغ نقش پایت صد جا نشسته بر دل
۳
از آه بیاثر هم ممنون التفاتیمکز یأس آمد آخر این تیر جسته بر دل
۴
نتوان به جهد بردن غلتانی از گهرهاآوارگی عنانی دیگر گسسته بر دل
صفحهٔ ۱ از ۲