شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گلرنگها چون شمع بندد تا به نوک خارگل
۲
رازداران محبت پرتنک سرمایه‌اندکز جنون چیدند یک چاک‌ گریبان‌وار گل
۳
چشم حیران شاهد دلهای از خود رفته استنقش پایی هست در هر جا کند رفتار گل
۴
از رگ تاکم لب امید بی‌خمیازه نیستمی‌کند زین‌ ریشه آخر نشئه‌ای سرشار گل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth