خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میتوان در باغ دید از سینهٔ افگار گلکاین گلاندامان چه مقدارند در آزار گل
۲
گر تبسم زین ادا چیند بساط غنچهاشمیدرد منقار بلبل خندهٔ سرشار گل
۳
ای ستمگر بر درشتی ناز رعنایی مچیندر نظرها میخلد هر چند باشد خار گل
۴
فرصت نشو و نما عیار این باز بچه استرنگ تا پر میگشاید میبرد دستار گل
صفحهٔ ۱ از ۳