خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکند درس رمی از رنگ و بو تکرار گلبا همه بیدستوپایی نیست پُر بیکار گل
۲
غنچهها از جوش دلتنگی گریبان میدرندورنه این گلشن ندارد یک تبسموار گل
۳
همچو شبنم بایدت حیران به دامن کرد و بساین چمن دارد بقدر دیدهٔ بیدار گل
۴
عافیت مفتست اگر در ضبط خود کوشد کسیچون پریشان شد نگردد جمع دیگر بار گل
صفحهٔ ۱ از ۳