شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار آرد به امداد من بیمارگلتا به جای رنگ ‌گردانم به‌ گرد یار گل
۲
در گلستانی که شرم آیینه‌دار ناز اوستمحو شبنم می‌شود از شوخی اظهارگل
۳
باغبان‌! از دورگردان چمن غافل مباشتا کی‌ام دزدیده باشد رخنهٔ دیوار گل
۴
از خموشی پرده ‌دار شوخی حسن است عشقمی‌کند بلبل نهان در غنچهٔ منقار گل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth