خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بست ادب نامهٔ من در پر بسملپرواز گرفتهست شکن در پر بسمل
۲
یاد تب شوقی که ز سامان تپیدنآسودگیم داشت سخن در پر بسمل
۳
فرصت هوس افتاد رم آهنگ شرارمطرز نو من گشت کهن در پر بسمل
۴
دل محو شهادتگه نازیست که اینجاخون در رگ موجست و کفن در پر بسمل
صفحهٔ ۱ از ۳