شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشامروز اول طعمه از جزو نگین‌ کرده‌ست نام
۲
خانه روشن کرده‌ای هشدار ای مغرور جاهآنقدر فرصت ندارد آفتاب روی بام
۳
پختگی نتوان به دست آورد بی‌سعی فناغیر خاکستر خیال شعله هم خام است خام
۴
تا سخن باقی بود درد است صهبای‌کمالنیست غیر از خامشی چون صاف می‌گردد کلام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth