شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمده‌امبر سر سایه چو دیوار فرود آمده‌ام
۲
آنقدر عجز سرشتم‌که ز یک عقده دلنه فلک آبلهٔ پا به نمود آمده‌ام
۳
حرف بیعانهٔ سودای امیدم هیهاتدر زیانخانهٔ اندیشهٔ سود آمده‌ام
۴
عمرها شدکه به‌کانون دل آتش زده‌اندتا ز عبرت نفسی چند به دود آمده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth