شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازکتاب آرزو بابی دگر نگشوده‌امهمچو آه بیدلان سطری به خون آلوده‌ام
۲
موج را قرب محیط از فهم معنی دور داشتقدردان خود نی‌ام از بسکه با خود بوده‌ام
۳
بی‌دماغی نشئهٔ اظهارم اما بسته‌اندیک جهان تمثال بر آیینهٔ ننموده‌ام
۴
گر چراغ فطرت من پرتو آرایی‌ کندمی‌شود روشن سواد آفتاب از دوده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth