شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه بی روی تو لبریز ندامت بوده‌امهمچو دریا عضو عضو خویش بر هم سوده‌ام
۲
از کف خاکستر من شعله جولانی مخواهاخگری در دامن افسردگی آسوده‌ام
۳
در خیالت حسرتی دارم به روی‌کار و بسهمچو دل یک صفحهٔ رنگ امید اندوده‌ام
۴
سودها دارد زیان من‌ که چون مینای میهر چه از خود کاستم بر بیخودی افزوده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth