شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی ‌تو در هر جا جنون جوش ندامت بوده‌امهمچو دریا عضو عضو خویش بر هم سوده‌ام
۲
چون زمین زبن بیش نتوان بردبار وهم بوددوش هرکس زیر باری رفت من فرسوده‌ام
۳
در خیالت حسرتی دارم به روی‌ کاروبسهمچو دل یک صفحهٔ رنگ امید اندوده‌ام
۴
روزگار بی تمیزی خوش‌ که مانند نگاهمی‌روم از خویش و می‌دانم همان آسوده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth