شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حرف داغی لاله‌سان زبر زبان دزدیده‌اممغز دردی همچو نی در استخوان دزدیده‌ام
۲
نم نچید از اشک مژگان تحیر ساز منعمرها شد دست‌ از این ‌تردامنان دزدیده‌ام
۳
گر همه توفان ‌کنم موجم خروش آهنگ نیستبحرم اما در لب ساحل زبان دزدیده‌ام
۴
بر سرکوی تو هم یارب نینگیزد غبارنالهٔ ‌دردی که از گوش جهان دزدیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth