شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری‌ست چون نفس به تپیدن فسانه‌اماز عافیت مپرس دل است آشیانه‌ام
۲
در قلزمی که اوج و حضیضش تحیر استموج خیالم و به خیالی روانه‌ام
۳
آهم چو دود آتش یاقوت گل نکردوا سوخته‌ست در گره دل زبانه‌ام
۴
خط غبار آفت نظاره است و بسبی‌صرفه نیست این که شناسد زمانه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth