خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنی که بی تو من همه جا بی سخن نیامهر جا منم تویی، تویی آنجاکه من نیام
۲
غیر از عدم پیام عدم کس نگفته استدر عالمی که دم زدهام زان دهن نیام
۳
عجزم چو آب و آتش یاقوت روشن استیعنیکه باعث تری و سوختن نیام
۴
حاشا که بشکنم مژه در دیدهٔ کسیگر مو شوم که بیش ز موی بدن نیام
صفحهٔ ۱ از ۴