شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتمگردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم
۲
عمری‌ست درین باغ پر افشان امیدمشاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم
۳
آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده‌ستهر دام که بینم به تمنای تو افتم
۴
چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ستبگذار که در پای سراپای تو افتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth