خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتممژه گشتم سر مویی به خمیدن رفتم
۲
صبح از بی نفسی قابل اظهار نبودزین گلستان به غبار ندمیدن رفتم
۳
تا به مقصد بلدم گشت زمینگیری عجزهمه جا پیشتر از سعی رسیدن رفتم
۴
نبض جهدم شرر کاغذ آتش زده استیک مژه راه به صد چشم پریدن رفتم
صفحهٔ ۱ از ۳