شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به پرواز و گر از سعی تپیدن رفتمرفتم اما همه جا تا نرسیدن رفتم
۲
طرف دامن ز ضعیفی نشکستم چون شمعآخر از خویش به‌ دوش مژه چیدن رفتم
۳
چون سحر هفت فلک وحشت شوقم طی‌کردتا کجاها پی یک آه کشیدن رفتم
۴
حیرت از وحشتم آیینهٔ دیدار تو ریختآنقدر ناله نگه شد که به دیدن رفتم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth