خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنینکز گردش چشم تو میآید به جان انجمسزد گر شرم ریزد چون عرق با آسمان انجم
۲
تو هر جا می خرامی نازنینان رفتهاند از خودبود خورشید را یکسر غبار کاروان انجم
۳
سر زلفت ز دستم رفت و اشکی ریخت از مژگانچوشب رفت از نظر عاریست در ضبط عنان انجم
۴
شبی با برق دندان گهر تابات مقابل شدهنوز از کهکشان دارد همان خس در دهان انجم
صفحهٔ ۱ از ۳