شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عبث خود را چو آتش تهمت آلود غضب کردمبه هر خاشاک چندان گرم جوشیدم که تب کردم
۲
چو آن طفلی‌که رقص بسملش در اهتزاز آردنفسها را پر افشان یافتم ناز طرب‌کردم
۳
به داغ صد کلف واسوختم از خامی همتچو ماه از خانهٔ خورشید اگر آتش طلب‌کردم
۴
مخواه از موج ‌گوهر جرآت توفان شکاریهاکمند نارسایی داشتم صید ادب کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth